حسین بازپور

از پُشتِ ویترین مغازه 

تو را با عروسکی کوچک دیدم!

عاشقِ چشمانت شدم...

عصایم کو ؟

حسین بازپور 

حسین بازپور

 

خیالت راحت...

بعد از تو 

تنها همدم بی‌کسی‌هایم 

همین خودکاری‌ست که برات شعر می‌نویسد...

حسین بازپور 

حسین بازپور

چیزی در آسمان چشمک می‌زند

صدایم کن...

ابرها غرش می‌کنند

کوه به کوه نمی‌رسد!

حسین بازپور 

حسین بازپور

فصل بهار را دوست دارم 

در بهار متولد شدم

خدا را شناختم...

بهار بود که مرا عاشق تو کرد!

حسین بازپور